روش های کاتالوگ سازی کالا در انبار

اگر تا کنون از روش کاتالوگینگ ( کاتالوگ سازی کالا ) برای تولید شرح کالا و استخراج کد آن استفاده کرده باشید متوجه این نکته شده اید که در برخی از اوقات و در هنگام استخراج مشخصه های شناسایی کالاها ( الزامات معرفی ) از خود یک سوال پر تکرار را به دفعات پرسیده اید :

 

 

از کدام روش را برای ساخت یک کاتالوگ کالا بهتر است استفاده کنم ؟؟؟

 

روش معیار ویژه یا مرجعی- سوال این است : آیا در معرفی کالا صرفاَ به اعلام برند آن و یک مشخصه شناسایی مانند شماره فنی ، مدل ، پارت نامبر ، آرتیکل نامبر و … یا مشخصه هایی از این دست اکتفا کنیم ؟

روش مشخصات محور یا توصیفی – سوال این است : یا در هنگام معرفی کالا فارغ از برند و مشخصه شناسایی منحصر به فرد ، به بیان الزامات شناسایی آن کالا مانند ولتاژ و طول و سایز و شدت جریان و توان و … رجوع نمایم ؟

روش ترکیبی – سوال این است : یا شاید به دلیل اینکه از آن کالا در انبار خودمان باید چند برند و مدل را داشته باشم و همچنین قابلیت تصمیم گیری هایی مانند قابلیت جایگزینی در هنگام مصرف کالا یا در هنگام تامین آن کالا در زمانی که در بازار موجود نباشد ترکیبی از دو روش را استفاده بنماییم . مثلاً چند مشخصه اصلی کالا را که به ما قابلیت تشخیص و تصمیم گیری می دهد بیان کنیم ( به عنوان الزمات اصلی ) و برند و مدل و … را در انتهای الزامات شناسایی لیست نماییم ؟

 

 

 

برای بهتر مشخص شدم موضوع یک کالا ( کلید کد ) را به روش های مختلف کاتالوگ سازی می نماییم :

برای این منظور کلید مینیاتوری اشنایدر SCHNIDER با کد فنی XB7EV06BP

انتخاب روش کاتالوگ سازی کالا در انبار-روش معیار ویژه یا روش ومرجع-روش توصیفی یا مشخصات محور

 

روش 1 – معیار ویژه یا مرجعی :

چراغ سیگنال:برند SCHNIDER،مشخصه شناسایی XB7EV06BP;

 

 

روش 2 – مشخصات محور یا توصیفی :

چراغ سیگنال:نوع LED،قطر 22میلی متر،رنگ آبی،ولتاژ 24ولت،جریان AC/DC،جنس بدنه باکالیت،درجه حفاظت IP65;

 

 

روش 3 – ترکیبی :

چراغ سیگنال:نوع LED،قطر 22میلی متر،مشخصات جریان 24V AC/DC ،برند SCHNIDER،مدل XB7EV06BP ;

 

 

پاسخ :

قطعاً تصمیم صحیح به بررسی عوامل متعددی بستگی دارد :

1-اینکه کاربرد کالا مستقیماً به بیان برند و مدل آن بستگی دارد یا نه و قابلیت جایگزینی اصولاً مطرح نیست .فرض کنید که این چراغ سیگنال ها فقط بر روی شاسی مربوط به برند اشنایدر سوار می شود .در این صورت روش اول باید استفاده شود .

 

2-اینکه قابلیت جایگزینی مثلاً امکان پذیر باشد و شما بخواهید کنترل موجودی را بر روی تنوع دسته ای از برند ها مانند اشنایدر یا زیمنس و … اعمال کنید .در این صورت روش دوم به درد شما خواهد خورد .

 

3-اینکه قابلیت جایگزینی بین برند های مختلف وجود دارد ولی شما می خواهید در انبار به دلایلی از جمله اینکه پارامتر تصمیم گیری در حین خروج کالا از انبار ، یا انتخاب در خرید داشته باشید علاوه بر ذکر مشخصات کلی آن برند و مشخصه شناسایی را در معیار تفکیک کالا قرار دهید . حتی فکر کنید بانک اطلاعاتی شما قابلیت تفکیک را در یک کد کالا در درون خود بر اساس برند دارا نباشد . مثلاً نتواند به شما بگوید که از این کالا 7 عدد در انبار با یک کد یکسان موجود است اما به تفکیک 4 عدد از برند اشنایدر با فلان شماره فنی و 3 عدد از برند زیمنس با یک کد فنی دیگر .

 

در این صورت روش سوم برای شما مناسب تر است .

 

در این حال برای مبحث کنترل موجودی کالا و اگر سیستم اطلاعاتی که شما هم اکنون استفاده می کنید این قابلیت را داشته باشد ، می توانید در قسمت مدلسازی موجودی این دو کالا را در فهرست جایگزین همدیگر معرفی نمایید . تا اگر دو کد جداگانه دارند و درخواست کننده برای دریافت یکی از آنها به انبار آمد و موجود نبود سیستم اطلاعاتی به آن موجودی کالای دیگر را به عنوان جایگزین پیشنهاد دهد .

البته باید گفت شاید نزدیک به 10 عامل تاثیر گذار دیگر نیز بعلاوه مجموع عواملی دیگری وجود دارد که در دوره آموزشی کدینگ کالا در انبار به روش کاتالوگ سازی به صورت تفصیلی بدان پراخته می شود و از حوصله این مبحث در این مقال خارج می باشد .

 

ارسلان ایزدپناه شیرازی

ادمین وب سایت انباریها

admin

anbariha.ir

مهندس صنایع با بیش از 20 سال سابقه فعالیت در زمینه انبار و لجستیک کالا-دارای تجربه کار در سازمان های تولید و خدماتی

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *